سایت خبری خاتون: در نشست نقد رمان «پری فراموشی» نوشته فرشته احمدی، مطرح شد که نویسنده در این اثر تلاش میکند تا از ادبیات زنانه پرهیز کند.
به گزارش فارس، دویست و چهل و نهمین «نشست هفته» کانون ادبیات ایران به نقد و بررسی رمان «پری فراموشی» نوشته فرشته احمدی اختصاص داشت که با حضور شیوا مقانلو، علی شروقی و محمدرضا گودرزی عصر دیروز برگزار شد.
* مقانلو: نویسنده از تخیل به شکل محتاطانه بهره برده است
در ابتدای این نشست شیوا مقانلو (نویسنده، مترجم و منتقد) درباره شخصیتهای داستان «پری فراموشی» گفت: بر اساس لحن شخصیتها نمیتوان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد. کنشهایی که به شخصیتها داده میشود شخصیت آنها را از یکدیگر تفکیک میکند.
مقانلو گفت: در برخی قسمتها کاراکترها خوب از کار درآمده و در برخی بخشها نه، آوردن تخیل و اینکه چقدر دستها را خارج از حوزههای اطراف خود کنیم میتواند در داستان جواب دهد.
وی افزود: ما در این رمان با یک راوی که دارای تخیل قوی و ذهن فانتزی است مواجه هستیم که فانتزی و تخیلی بودن یکی از ارکان اصلی رمان است.
مقانلو افزود: راوی در این داستان خیالپرداز و دارای تخیل است و به نظر من تخیل نویسنده از راوی کمتر است.
این منتقد بیان کرد: ابعاد تخیل که نویسنده باید وارد داستان خود کند محتاطانه است و در این زمینه نویسنده محتاط عمل کرده است. باید ببینیم تجربه زیستی تا چه میزان در شخصیت پردازی کمک کرده است.
این مترجم اضافه کرد: در داستان دختری وجود دارد که ارتباطاتش با محیطهای آگاه و هوشمند جامعه قطع شده، البته در شخصیتها جاخالیهایی وجود دارد که در داستان جوابگو نیست.
وی در مورد ریتم داستان ادامه داد: ریتم یا ضربآهنگ در داستانها و رمانها یا به صورت درونی و یا بیرونی است.
وی ادامه داد: ریتم درونی آن چیزی است که با خود راوی آغاز میشود. و باید گفت ریتم درونی یا ضربآهنگ در این رمان یکنواخت تقسیم نشده است.
نویسنده کتاب «دود مقدس» تصریح کرد: ریتم بیرونی قسمت فصل و بخشبندی کتاب است. مهم اینکه بر چه اساس یک فصل آغاز شده به پایان رسیده و به سراغ فصلی جدید میرویم. تمامی این مسایل باید دارای جواب و توجیه باشد و فصلها با یک ساختاری چیده شود که مرتب باشد. گاهی توجیه این مطلب که چرا چنین فصلی آغاز یا به پایان رسیده به چشم نمیخورد.
وی در پایان گفت: آوای ذهنی که در هنگام مطالعه این رمان در ذهن ایجاد میشود بسیار زیبا و جذاب بود.
* شروقی: مرز فانتزی و واقعیت در داستان مشخص است
در ادامه علی شروقی در مورد این رمان گفت: نکته مثبتی که در این رمان دیدم «تلاش نویسنده برای پرهیز از ادبیات زنانه» است.
وی گفت: نویسنده تلاش میکند راوی را به شکل دیگری مطرح کند. راوی این رمان زن ناراحتی است که بین نقش اجتماعی یا سنت که از بیرون وارد میشود در برابر آنها قرار میگیرد یا در قسمتهایی آنها را میپذیرد ولی مدام در صدد مقاومت با آنها است.
شروقی افزود: آنچه برای راوی در برابر فشار بیرونی کمکی محسوب میشود ذهن فانتزیسازش است.
وی گفت: بخشهای فانتزی ساخته ذهن راوی است و حتی قهرمان فانتزیهای این راوی مادری است که از کودکی با او درگیر بوده است. ذهنیت راوی در برخی نقاط شاید میتوانست بیشتر از این گسترش یابد.
شروقی در مورد شخصیت پردازیها گفت: شخصیت پدر که راوی به آن علاقه دارد به صورت یک بعدی و چند تصویر تکراری در داستان آورده شدهاند.
این روزنامهنگار تأکید کرد: در شخصیتهای مثبت اوج و فرود خیلی کم اتفاق میافتد و مرز فانتزی و واقعیت در داستان مشخص است.
* گودرزی: راوی از تصورات عینی خود سخن میگوید
در ادامه محمدرضا گودرزی گفت: داستان بلند یک واقعگرایی ذهنی و روانشناختی است. نوع احساسات تصورات و اندیشههای راوی در مورد جهان اطراف، نقشهای مختلف و وجود خوابها در داستان جزو کلیت معنایی داستان هستند.
وی گفت: این کتاب داستان خاصی ندارد که کششی برای خواندن ایجاد کند. راوی با دقت فراوان به اطراف توجه دارد و در عین حال با دقت مسایل را پی میگیرد لذا سبک روایت داستان خاطره است.
گودرزی افزود: ویژگی داستان خاطره آن است که به پرسش که چرا شخصیتها به یک شکل حرف میزنند پاسخ میدهد.
گودرزی ادامه داد: در داستان خاطره، نقل کردن مسلط است و ما اغلب مسایل و کنشهای دیگران را از خلال گفتههای راوی در مییابیم.
وی افزود: در این شگرد راوی مسئله قابل کشفی برای خواننده نمیگذارد و خود همه مطالب را بیان میکند.
وی در مورد اینکه این داستان کنش محور نیست اضافه کرد: داستان بسیار کند پیش میرود و ما مدام در رفت و برگشتهای زمانی هستیم که در ذهن راوی وجود دارد.
وی تصریج کرد: راوی گاه از مسئله ویژگی زبانی داستان و ویژگی ساختاری هماهنگ آن سخن میگوید.
وی افزود: گاه به مسئلهای اشاره میشود که در گذشته رخ داده یا رخ نداده باشد. گاهی راوی از تصورات خود به گونهای سخن میگوید که بسیار عینی است.
وی افزود: خطری که نویسندگان داستان خاطره، را تهدید میکند اینکه در این گونه داستانها ممکن است نویسنده یا راوی مواردی به نظرش جذاب برسد که مهم باشد ولی به نظر خواننده مهم نباشد.